دریافت کد ساعت
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
استمرار غفلت، بینایی را کور می کند . [امام علی علیه السلام]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :371
بازدید دیروز :1956
کل بازدید :521979
تعداد کل یاداشته ها : 51
99/5/20
3:14 ص
مشخصات مدیروبلاگ
 
محمد صادقی[91]

خبر مایه
پیوند دوستان
 
لحظه های آبی( سروده های فضل ا... قاسمی) ندیر سفیر دوستی ستاره .: شهر عشق :. طریق یار «ایهاالناس بدانید گدای حسنم» درس های زندگی عطش (وبلاگ تخصصی ماه محرم و صفر) اخراجی های جدید بی نام هر چی تو فکرته تنهاترین عاشق پاتوق دخترها وپسرها این نیز بگذرد ... همسایه خورشید بادله گشت ساحل عاشقی مشق عشق عدالت جویان نسل بیدار صل الله علی الباکین علی الحسین Sense Of Tune سفر نامه عشق پنهان عزیز دل احساس ابری داود ملکزاده خاصلویی شهد دوست خوب یالان دنیا دهاتی دکتر علی حاجی ستوده از ایلجیما خوشگل تر؟؟؟ به یاد تو عشق استقلال دختری به سوی آسمان گالری سریال ها، فیلم ها، کارتون های ایرانی و خارجی و نرم افزار کتب الکترونیک، مجلات روانشناسی، مدیریت، اقتصاد، فنی، مهندسی، اخلاق اسلامی یاهو 98 بانک سوالات انگلیسی(فراهانی) آموزشگاه ابدی2 بهترین نرم افزارهای سیستم عامل، طراحی گرافیک و برنامه نویسی دبیرستان شبانه روزی ولیعصرگراش عربی مرودشت خسروبهمنی نام شناسی و ریشه واژه ها shia آموزش عربی راهنمایی ودبیرستان( وبلاگ دیگری از خودم) البرز جهرم ذبیح اله پرنسس «روزهای سردعاشقی» نِـــمیـــدونَــم بَــرا چـــی بـــا تــوخــوبــه هَــمــه چــی

درس هشتم درباره کلمات معرب و مبنی است.   معرب / مبنی

در دستور زبان عربی، کلمه ها را از نظر تغییر حرکتِ حرفِ آخر به دو نوع تقسیم می کنند:

مُعرَب و مَبنی

مُعرَب: کلمه ای است که حرکتِ آخرین حرفِ آن با تغییرِ نقش و جای آن تغییر می کند.

 امّا مبنی کلمه ای است که حرکتِ آخرین حرفِ آن با تغییر نقش و جای آن تغییر نمی کند.

انواع مبنی: ( مبنی بر کسر / مبنی بر فتح / مبنی بر ضم / مبنی بر سکون )

انوع بناء: بِناء ( مبنی بودن) چهار نوع است:

مبنی بر کسر              أنتِ، هذِهِ، لِـ ، بِـ

مبنی بر فتح               ذَهَبَ، إنَّ، أینَ ، فَـ

مبنی بر ضم               نَحنُ ، مُنذُ ، ـهُ

مبنی بر سکون           مَنْ، عَلَی ، الّذى ، یا  

 

رفع: ُ ٌ

نصب: َ  ً

جرّ:   ِ  ٍ 

جزم:   ْ  

 

انواع اعراب (حرکت یا تنوین آخر کلمه ) دارای چهار حالت است.

رفع : علامت آن   است.                      العِلمُ، عِلمٌ

نصب: علامت آن ًَ است.                          العِلمَ، عِلماً

جرّ:   علامت آن  ِ است.                        الْعِلْمِِِِِِ، عِلْمٍ

جزم: علامت آن ْ است .                            لا تذهبْ : نرو

کلمات دارای اعراب رفع، نصب، جر و جزم را به ترتیب چنین می نامند:

 مرفوع، منصوب، مجرور، مجزوم 

دارای رفع                 مرفوع

دارای نصب               منصوب

دارای جر                 مجرور

دارای جزم                مجزوم

 کلمات مبنی عبارتند از :

در اسم ها:      ضمیر، اسم اشاره ، اسم موصول، اسم استفهام

در فعل:          ماضی و امر ( همچنین دو صیغه جمع مؤنّث در فعل مضارع)

در حرف        همه حروف مبنی هستند.

کلمات مُعرَب عبارتند از:

در اسم ها       بیشتر اسم ها معربند.

در فعلها          فعل مضارع (جز دو صیغه 6 و 12 یعنی جمع مؤنّث ) معربند.

دانش آموز: آیا می توانیم بگوییم اللهُ مضموم است؟

معلّم:         خیر، هنگامی که بحث از اعراب است از اصطلاحات مرفوع، منصوب، مجرور و مجزوم استفاده می کنیم و در قسمت بناء از مبنی بر ضم، فتح، کسر و سکون.

مثلاً «یفعلُ» و « الکتابُ» را مرفوع (دارای رفع) می گوییم هر چند آخرِ آن ضمّه است.

ترجمه ی اسم های دارای تنوین

در ترجمه اسم هایی که دارای تنوین هستند؛ گاهی حرف «ی» ( ی نکره، ی وحدت) اضافه می کنیم. مثال:

جاءَ وَلَدٌ:                 پسری آمد. ( یعنی پسری که شناخته شده نیست.)

جاءَ الولدٌ:               پسر آمد یا آن پسر آمد. ( یعنی آن پسر که شناخته شده است)

ثَمَنُ هذا الثوب دینارٌ : قیمت این لباس  دیناری است. ( یعنی یک دینار است.)

در مثال های بالا (ی) در (دیناری) یاء وحدت است.

اسم های خاصّ مردان و پسران در حالتی که تنوین دارند در ترجمه فارسی بدون « ی » می آیند.

 هذا ناصرٌ. ( این ناصر است.)

دانش آموز: چه موقع اسم، تنوین می گیرد؟

معلّم:        اسم، وقتی بار اوّل در جمله می آید نکره است و معمولاً تنوین ً _ٍ _ٌ دارد.

رأیتُ  غزالةً  فِى  غابةٍالغزالةُ  کانَتْ جمیلةً و  الغابةُ کانتْ کبیرةً. 

در مثال بالا می بینیم که غزالةً و غابةً بار اوّل نکره (ناشناس) و بار دوم معرفه (شناخته شده) و دارای ال هستند.

به این دو جمله دقت کنید و فرض کنید دانش آموزی آنها را خطاب به

 همکلاسی اش می گوید.

(1- جاء معلّمٌ 2- جاء المعلّمُ)

1- جاء معلّمٌ :یعنی معلّمی آمد. {معلّمی که گوینده و شنونده او را نمی شناسند.}

2- جاء المعلّمٌ: یعنی معلّم آمد. { معلّمی که هم گوینده و هم شنونده او را می شناسند.}